السيد ابن طاووس ( مترجم : بخشايشي )

83

اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي )

" پيش از آن كه حسين ( ع ) به سوى عراق حركت كند ما أو را ديدار كرديم واز سستى مردم كوفه آگاه نموديم وبه أو گفتيم : " قلوب مردم كوفه با تو ، ولى شمشيرهاى آنان براي كشتن تو آماده است . " حسين ( ع ) با دست خود به جانب آسمان اشاره كرد . درهاى آسمان گشوده شد وفرشتگان بسيارى كه شمار آنان را جز خداوند كسى نمىدانست نازل شدند . سپس فرمود اگر تقدير خداوند نبود كه بدن من به زمين كربلا نزديك شود واگر ترس آن را نداشتم كه اجر ومزدم از بين رود ، با اين لشكر نيرومند با آنان مىجنگيدم ، وليكن يقين دارم جايگاه كشته شدن من وتمام اصحابم - بجز فرزندم على - در آن سرزمين خواهد بود . " معمر بن مثنى در كتاب " مقتل الحسين " روايت نموده است كه چون روز ترويه ( روز هشتم ذيحجه ) رسيد ، عمر بن سعد أبى وقاص ، با لشكر انبوهى وارد مكة شد واز طرف يزيد مأمور بود كه اگر توانست حسين ( ع ) را بكشد واگر بناى جنگ شد ، با أو بجنگد ، ولى حسين ( ع ) همان روز از مكة خارج شد . ( 1 ) از حضرت امام جعفر صادق ( ع ) روايت شده است كه محمد بن حنفيه در شبى كه آن حضرت مىخواست صبح آن شب از مكة خارج شود ، خدمت حسين آمد وگفت : " برادر جان ! شما مىدانيد كه مردم كوفه با پدر وبرادرت مكر كردند ومن مىترسم كه با تو نيز چنين كنند . اگر صلاح بدانى در مكة بمان ، زيرا تو عزيزترين وارجمندترين افراد أمت هستى . " فرمود : " مىترسم يزيد بن معاوية به طور ناگهانى مرا در حرم خداوند به قتل برساند وبه اين خاطر ، هتك حرمت خانه خدا شود . " محمد بن حنفيه گفت : " اگر از اين امر بيمناكى به سوى يمن برو ، زيرا در آنجا محترم

--> ( 1 ) طبري در " تاريخ الأمم والملوك " ج 3 ، ص 369 مىنويسد : " وقتي حسين ( ع ) با همراهان خود از دروازه مكة خارج مىشد . مأمورين عمرو بن سعيد بن عاص كه تحت فرماندهى يحيى بن سعيد بودند راه را بر آن حضرت بستند وگفتند : " كجا مىروى ؟ به مكة برگرد . " حسين ( ع ) از بازگشت به مكة امتناع ورزيد . بين مأمورين وياران آن حضرت زد وخوردهايى با تازيانه روى داد ولى تلاش مأمورين به جايى نرسيد وحسين ( ع ) با عزم راسخ به راه خود ادامه داد . مأمورين گفتند : " اى حسين ! آيا از خدا نمىترسى كه از جمع مسلمانان جدا مىشوى وميان أمت تفرقه مىافكنى ؟ " حسين ( ع ) در جواب آنها اين آية شريفه را قرائت نمود : * ( لي عملي ولكم عملكم أنتم بريئون مما أعمل وأنا برئ مما تعملون . ) *